قسمتی از وصیت نامه شهید داوود حق وردیان
اللهم صل علی محمد وآل محمد
سلام ودرود فراوان به ناجی انسانها و گستراننده عدل الهی قائم آل محمد (ص) امام زمان (عج) وسلام بر رهبر انقلاب و امت شهید پرور قهرمان ایران که در راه استقرار حکومت الله بزرگترین حماسه های بشریت را ایجاد می کنند عزیزانم همه شما را به تقوا به درگاه خدا و ترس از خدا وصیت می کنم عزیزانم امام عزیز را تنها نگذارید و سخنان گهربارش را گوش دهید وبجنگید و نگذارید سلاح من بر روی زمین بماند وبه دست دشمنان اسلام بیفتد، سلاح افتاده ام را بر دست گیرید و با کفار و منافقین بجنگید که اسلام را زنده نگه دارید واز شهادت باکی نداشته باشید بفرموده امام حسین (ع) مگر طفل شیر خوار از پستان مادرش می هراسد؟
اگر من از میان شما رفتم ناراحت نباشید در راه به پا ماندن اسلام اگر همۀ مردم هم بمیرند بازهم کم است تا چه رسد قطره ای از این اقیانوس بیکران با صبر پولادین خود بر دهان یاوه گویان زد اسلام بکوبید عزیزانم من چیزی ندارم برای شما به ارث بگذارم جز این که شما را به تقوای الهی توصیه می کنم باشد که خداوند از گناهان مان بگذرد وشما ای کسانی که وصیت مرا می شنوید پشتیبانی کنید از روحانیت، اسلام و ولایت فقیه تبعیت کنید و برای سلامتی و تعجیل امام زمان (عج) وبرای سلامتی رهبر نائب بر حقش دعا کنید.
مادر عزیزم یادتان نرود که حضرت زهرا (س) عزیز از دست داد حال شما نیز با غم او شریک هستید پس صبر داشته باشید خواهران گرامیم شما نیز به یاد حضرت زینب (س) باشید که چه غمها کشید خداوند شما را هم صبر دهد.
شهادت لاله را بوئیدنی کرد شهادت جامه را پوشیدنی کرد
ببوس ای خواهرم قبر برادر شهادت سنگ را بوسیدنی کرد
برادر عزیزم تو بودی که مرا با اسلام آشنا کردی سلاح افتاده از دستم را بگیر و هدفم را دنبال کن نگذار که اسلام تنها بماند امام حسین (ع) در راه اسلام خون داده است ای عزیزان وصایع مرا انجام دهید و در راه استقرار حکومت الله در سراسر جهان بکوشید و کوششتان در راه رضای خدای متعال باشد بر افراشته تر باشد پرچم اسلام در سراسر جهان.
برقرار باد حکومت قسط الهی در جهان به رهبری امام زمان (عج) درود به امام خمینی (ره) و سلام بر امت شهید پرور و شهداء گلگون کفن.
خدایا خدایا تو را به جان مهدی (عج) تا انقلاب مهدی رهبر ما نگهدار.
والسلام علیکم و رحمة الله وبرکاته
داوود حق وردیان 27/10/۱360
مناجات نامه...
خداوندا! شرمنده ام نساز در روز قیامت و به آتشم نیفکن که طاقت هیچکدام را ندارم پس خداوندا!
تو خود یاریم کن تا خود را بسازم و در جهاد با نفس پیروز گردم پروردگارا مسلمان از دنیا بروم خداوندا!
تمام بندگانت را توفیق ده و تهذیب اسلامی عنایت فرما.
سردار شهید داوود حق وردیان 01/05/1359
خصوصیات اخلاقی...
بیشتر اوقات فراقت ایشان صرف یاد گیری قرآن کریم می شد در ضمن علاقه فراوانی به ورزشهای رزمی داشت و فنون رزمی را از برخی برادران سپاهی یاد گرفته اما بعد آنقدر از خود ابتکار و خلاقیت نشان داد که به گفته ی خود برادران سپاه ضرباتی می زد که همه تعجب می کردند.
زندگی نامه...
روز پانزدهم فروردین سال 1341 در منجیل به دنیا آمد دوران کودکی اش را در محله ساغریسازان گذراند وی از شور و چابکی بسیار بالایی برخوردار بود و معمولاً در بازیها ابتکار عمل داشت و همین روحیه ابتکار، جنگ آوری پس از ورود به سپاه بیش از گذشته آشکار گردید.
زمزمه های نیمه شب...
مادر شهید می گوید...
شبها هر از گاهی که بیدار می شدم می دیدم زمزمه ای از داخل اتاق داوود به گوش می رسد وقتی در را آهسته باز می کردم می دیدم فرش را کنار زده روی خاک نشسته و گریه می کند، می گفتم داوود جان تو این راه رو می ری مدرسه و میای آخه تو که گناهی نکردی چرا گریه می کنی؟
می گفت مادر جان برای شما دعا می کنم...!
توسل به امام زمان (عج)...
شهید حق وردیان خود را سرباز حقیر امام زمان (عج) می دانست و همیشه از او مدد می گرفت، خودش تعریف می کرد در عملیات پاوه وقتی ماشین روی مین رفته بود من و شهید افتخاری هر دو زخمی شده بودیم به امام زمان (عج) متوسل شدم در آن هنگام بود که دستی آمد و ما را در آن تاریکی راهنمایی کرد.
>>> خبر شهادت <<<
عشق الله بود در دل من کی شهادت شود قسمت من
ده روز قبل از شهادت ایشان همسر بزرگوار وی بی قراری می کرد تصمیم گرفته شد با ایشان تماس بگیریم، غروب توانستیم با ایشان صحبت کنیم گفتم داوود جان چه می کنی؟ چرا نمی آیی؟ وی گفت: مادر جان ما اینجا آمده ایم راه کربلا را باز کنیم بعد هم به ما دلداری داد که تا ده روز دیگر بر می گردم، یک شب خواب دیدم که یک عده از خانومها به خانۀ ما آمدند و دور مرا گرفتن وگفتن داوود شهید شده فردای آن روز خانم نوبخت مادر(شهید کریم نوبخت) و یه عده از زنان موقع نماز ظهر آمدند وگفتند داوود زخمی شده من هم گفتم این بار دیگر فرق می کند من دیشب خواب دیدم داوود من شهید شده. آری داوود همان طور که گفته بود بعد از ده روز آمد...
وقت سفر...
وی پس از پشت سر گذاشتن عملیات قتح المبین در عملیات بیت المقدس ( آزاد سازی خرمشهر ) شرکت کرد در یکی از نیمه شبها در حمله به خاکریزهای دشمن گلوله ای به دست چپ ودیگری به پشتش اصابت کرد که قلب مملو از ایمان وعشق به خدایش را سوراخ نمود وطبق خوابی که دیده بود بعد از به زبان آوردن شهادتین و همانند وعده ای که به همسرش داده بود درست پس از ده روز از پیام تلفنی خود، شهادتین را در عمل به اثبات رساند و در حالی که فقط بیست ویک سال سن داشت پس از سه سال حضور در جبهه های نبرد در تاریخ 19 اردیبهشت 1361 به فیض رفیع شهادت نائل شد.
شهادت را مدالی طلایی بر روی سینه حسینیان می بینم،
شهید را قهرمانی بر روی سکوی رقابت متقیان می بینم،
خون شهداء بر خیزاننده خفتگان وبه راه اندازنده بیداران وتحرک بخشنده مردم می بینم.
>>> سردار شهید داوود حق وردیان <<<
از دنیای شما سه چیز برای من دوست داشتنی است: تلاوت کتاب خدا و نگاه به چهرهء رسول خدا (ص) و انفاق در راه خدا.
سخن به راستی گوید، به بیم و نوید الهی ایمان دارد، به عهد و پیمان خویش وفادار است و از حیله
و خیانت پرهیز کند.
( چفیه ) محبوب جبهه ها
مظاوم شهر ما
چفیه محرم راز آن سامان تو بودی همراهم اکنون تو کجایی یاد آن شبها و روزهای گران بخیر، دامن کشان به سراغم می آمدی و اشکهای شبانه ام را پاک می کردی همراه یودی در همه جا…حتی در سجده ها، گاهی در دستانم بودی و گاهی در پیشانی ام و گاهی هم در گردن ناتوانم و گاهی دربستن زخمهایم به حد و صف گلوله ها و ترکشها چه مدارا می کردی، زیبایی و لطافت تو به من عشق و معرفت می آموخت وقتی که تنها می شدم تو را در سخره های آبهای جاری جبهه ها می شستم تا بلکه از عطش هوای سوزان جبهه و جهنم روزگار جنوب لحظه ای به سر کشیده وآرام باشم.
چفیه یادت می آید آن زمان در سنگر کوچک جبهه ها شاهد اشکهای ظلم ستیزان تاریخ می شدی وپاک می کردی، چفیه یادت می آید در جمع عاشورایی های جبهه چه طنین آواز عشق می آمد، چفیه یادت می آید نگاه ها به هم آمیخته می شد دست در گردن هم عشوه کنان به سوی مین می رفتند.
چفیه یادت می آید که نعره الله اکبر در طنین آسمان شعله ها جاری می کرد، چفیه یادت می آید عاشقان معرفت با تو نجوا می کردند. چفیه یادت می آید پلاکهای آویزان گردن رزمندگان بوی مرگ می داد چگونه بود؟
چفیه یادت می آید که نعره های جانسوز سربازان خمینی (ره) سینه های خصم را می شکافتند و خون را فدای آرمانهای مقدس درونی خود می کردند.
چفیه یادت می آید آن روزهای سرد زمستان در شهر غریب ناجی تن بریده جوان 16ساله ای بودی که در زیر برف زمستان کردستان برفهای اطراف را رنگین کرده بود و تو تنها شاهد ماجرا بودی.
چفیه یادت می آید باران گلوله های دشمن در سنگرها در حین ادای نماز شب سینه ها را می شکافت و بوی گلوله و باروت درهوای عشق خبر از جدایی می داد ویاران غریبانه می رفتند، یادت می آید آن دم که همه عاشق بودند غزلهای جدایی سر می دادند و با هم زمزمه می کردند و وداع می نمودند، چفیه یادت می آید غروبهای غمگین جبهه ها چه شور وحالی داشت.
چفیه یادت می آید شربت شیرین شهادت در کام یاران می رفت، چفیه یادت می آید آن دم عاشقان که به معبود خود می رسیدند چه گوارا و دلنشین بود، یادت می آید یاران چگونه از هم در مقابل لشکر دشمن سبقت می گرفتند و آرام آرام لبیک می گفتند.
واما امروز: چفیه مظلوم…
تو را در گردن بعضی از دختران بی هویت شهر ما که بوی تعفن می دهند آویخته، می بینم و تو را ملعبه اهداف شوم خود قرار داده اند تا دگران که در عشق مقدس تو بوده اند بستوه آیند ولی می دانم تو دائماً الهام بخش بوده ای و خواهی بود و نفرت ما از وجود این حادثه جانگداز آرام نخواهد بود.
« میر هادی طبایی »

هنگامی که روز قیامت میشود ندا دهنده ای صدا می زند هر کس اجر او بر خداست؟ در پاسخ می گویند:
کسانی که مردم را عفو کردند و آنها بدون حساب داخل بهشت می شوند. « مجمع البیان ج 10 »کسی که مبتلا به بلیّه ای شود و صبر کند، برای او اجر هزار شهید است.
امام صادق(ع) فرموداند:
شکر نعمتها پرهیز از گناهان است و شکر تمام و کامل این است که بنده خدا بگوید:
« الحمد لِلهِ رَب العالمین »
زیاد استغفار کنید ، در منازلتان ، در مجالستان ، در کنار سفرهء طعامتان ، در بازار ها و رهگذر هایتان و هر جا که هستید ، زیرا که شما نمیدانید مغفرت حصرت باری تعالی چه وقت نازل می شود .
(مستدرک الوسائل ج ۱)
بسم الرّب الشهداء والصدیقین
سلام برعشق ، سلام برعاشق ، سلام برعاشق به معشوق پیوسته ، سلام بر شهید ، سلام بر شهیدی که بر بازوانش بوسه ای از پیر جماران نقش بسته بود .
سلام بر او که لباس خاک آلوده اش تربت پاک کربلای ایران را به همراه داشت و تیمم با آن راهی به سوی قرب الهی بود.سلام به او که فکه و چزابه و مریوان هنوز آثار قدمهایش را به سینه دارد .
سلام بر او که اروند اگر ابهتی دارد ودجله اگر صلابتی ، از برکت وضوی او برای نماز عشق و غسل شهادت به لقاءالله است ، سلام بر او که دو کوه را عزت بخشید وشلمچه را حرمت.
سلام بر او که چفیه اش در جای جای جبهه ها سجاده اش بود و از آن عطر دلاویز بهشت استشمام میشد.
ای شهید تو بر دوش کدامین ابر بهاری خون گریسته ای که یاد تو غرشی دروی پدید می آورد و او را به گریه وادار می کند. تو چه کرده ای که هنوز خاک جبهه ها به ایمان،عظمت و اقتدار تو شهادت می دهد.
آری ما از این قافله ی با شکوه که سردمدار آن آقا ابی عبدالله علیه السلام است جا ماندایم، ما را دریابید که شما زنده اید و ما مرده.
یادش بخیر آن قبرهای ساختگی که شما برای نماز شب حفر می کردید و چنان خاضعانه و خاشعانه به عبادت حضرت حق می پرداختید که حتی ملائک نیز بر شما غبطه می خوردند و چه زیبا باغبان نهال انقلاب فرمود: من بر گریه ها و نمازهای شب رزمندگان در جبهه ها غبطه می خورم.
آنان که غمت به جان خریدند حسین (ع) یک باره دل از جهان بریدند حسین (ع)
افسوس که خونین کفنان ایران ، جان دادن و کربلا ندیدن حسین (ع)


